نویسنده :
فاطمه ملکی - ساعت ٧:۳۸ ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸۸
امروز روز عشق(ولنتاین) بود. امروز روز خوبی بود. امروز آدم ها همدیگر را کمی دوست داشتند و به یکدیگر کمی عشق هدیه دادند. امروز گلفروشی ها شلوغ شده بود. امروز را دوست داشتم.

امروز من هم عشق هدیه گرفتم و به تمام آدم ها می گویم:
زندگی را دوست داشته باشید و در کنار هم زیبا و مهربان زندگی کنید.
دوستتان دارم
نویسنده :
فاطمه ملکی - ساعت ٧:٢٢ ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸۸
روز را بدون تو اگر به شب کنم
شب را چگونه توانم سحر کنم
نویسنده :
فاطمه ملکی - ساعت ٢:٤٥ ب.ظ روز سهشنبه ۸ دی ۱۳۸۸
سروها آزادند
و آدم پای در گل
اینجا چه وارونه است
دنیای آب و گل
نویسنده :
فاطمه ملکی - ساعت ٢:٤۳ ب.ظ روز سهشنبه ۸ دی ۱۳۸۸
دستهایم را رها کرد
از چشمهایش افتادم
و قلبم شکست
نویسنده :
فاطمه ملکی - ساعت ٢:٤٠ ب.ظ روز سهشنبه ۸ دی ۱۳۸۸
او بود مرا کشت
او روح مرا مدفون کرد
احساس مرا اما
از قلب خودش پاک نکرد
نویسنده :
فاطمه ملکی - ساعت ٤:٢۸ ب.ظ روز چهارشنبه ٤ آذر ۱۳۸۸
تو انسان بزرگی هستی
که آرزوهای بزرگ داری
و من انسان بزرگی هستم
که آرزویی به بزرگی تو دارم
سلام دوستان عزیزم. امیدوارم حال خوشی داشته باشید. من هم خوبم. ازتون عذر می خوام که خیلی وقته نیستم. بگذارید کنکور کارشناسی ارشد رو بدم، تکلیفم رو با بعضی تحولات بزرگ زندگی روشن کنم، محبت ها و خوبی های همتون رو جبران می کنم. سبز باشید و خوشحال و سلامت.
نویسنده :
فاطمه ملکی - ساعت ۱:٤٧ ب.ظ روز شنبه ٩ آبان ۱۳۸۸
به نام
او که
تو را
وحید
آفرید
نویسنده :
فاطمه ملکی - ساعت ۱:٥٧ ب.ظ روز پنجشنبه ٩ مهر ۱۳۸۸
خاطرات باد پاییز
توی گوش شب می پیچه
گل پیچک حیاطم
سر رو دوش تاک می ذاره
گل شب بو دیگه امشب
انگاری عطری نداره
شاید اون مسافر من
توی گیج و تار امشب
زیر چادر سیاهش
روزُ از یاد تو برده
نویسنده :
فاطمه ملکی - ساعت ۱:٥٤ ب.ظ روز دوشنبه ٩ شهریور ۱۳۸۸
یادمان باشد اگر
آسمانی آبی نیست،
دلمان دریایی است!
نویسنده :
فاطمه ملکی - ساعت ۱:٤٩ ب.ظ روز جمعه ٩ امرداد ۱۳۸۸
دلم می خواهد آنقدر کوچک بشوم که
به قدر یک پرنده باشم
آن وقت پر بزنم و بیایم پیش تو!
*فروغ فرخزاد*
نویسنده :
فاطمه ملکی - ساعت ٩:۳٢ ب.ظ روز یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸
تمام آرزویم رسیدن به تو بود
حال که به تو رسیدهام
آرزویی برایم نمانده است
که به آن نرسیده باشم
نویسنده :
فاطمه ملکی - ساعت ٩:۱٧ ب.ظ روز یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸
سلام
من خوشحالم و خوشبخت. چند ماه شدیداَ در حال زندگی کردن بودم و حالا هم.

تحوّلات جدید و زیبایی در زندگیام در حال وقوع است. برایتان خواهم گفت.
شب آرزوها(سوّم رجب) برای سعادت و نیکبختی تمام آدمها دعا کردم.
مراقب سرسبزی درخت زندگیتان باشید.

نویسنده :
فاطمه ملکی - ساعت ۸:۱٤ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧
سلام دوستای گلم!
در آخرین روزهای زمستان سال 87 و به پیشواز بهار 88 ، انجمن فرهنگی ایران زمین(افراز) سومین جشن بزرگ نوروزی خود را برگزار میکند.
همچون جشن گذشته، در این جشن هم من شرکت خواهم کرد.
متن دعوت افراز:
"دگر بار ایرانیان گرد هم می آیند تا نوروز را با شادی به نام خود ثبت نمایند.
تلاشی دگر برای ثبت جهانی نوروز
شما نیز با شرکت خود در سومین جشن بزرگ نوروز ما را در ثبت نوروز همیاری نمایید.
بیست و چهارم اسفند 1387 ساعت 16:30 تالار فردوسی دانشگاه تهران

برای تهیه برگه ورودی به جشن بزرگ نوروز به جایگاه های توزیع مراجعه نمایید:
سیاه و سفید:66952497 - 66971603
شهر کتاب ونک: 5 -88797274
شهر کتاب شهرک غرب: 5 - 88089594
پخش دارینوش: 22000400
کرج: 2205037 - 0261
برای تحویل در محل :09357608846
جشن بسیار لطیف و لذتبخشی خواهد بود: رقصهای محلی، موسیقی زنده، شاهنامهخوانی، شعرخوانی، هفتسین و ...
منم -مثل پارسال- دربهدر دنبال لباس محلی هستم.


دوستان عزیز من، در صورت تمایل میتونند برای تهیه برگ ورودی،با من هماهنگ کنن تا دوستانه حساب کنیم براشون
با این شماره تماس بگیرید:09374078661
شاد باشید و اگر تا نوروز ندیدمتون، نوروز بر شما فرخنده باد.
برای گل یخ سر سفره و لحظهی تحویل سال،خیلی دعا کنید ...
لحظه تحویل سال برام اونقدر دعا کنید که خدا دلش بسوزه و ...
نویسنده :
فاطمه ملکی - ساعت ۸:۱۱ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧
ازین به بعد
من کمتر حرف میزنم
تا صدای تو رو
بیشتر گوش کنم
نویسنده :
فاطمه ملکی - ساعت ۸:٠٩ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧
همیشه برای چیزی مبارزه کن
که بدون آن،
فاتح میدان نخواهی بود.
1/3/2009
نویسنده :
فاطمه ملکی - ساعت ۸:٠٢ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧
هر آدمی در این دنیا فقط 1 بار زندگی میکند؛
پس عاقلانه آن است که آنطور که خودش دلش میخواهد زندگی کند، نه آنطور که دیگران از او میخواهند.
2009/3/1
نویسنده :
فاطمه ملکی - ساعت ۸:٠٠ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧
خیلی چیزها تو دنیا در انتظار مالکین اصلیشون لحظهشماری میکنن.
کتاب: قاعده بازی- فیروز زنوزی جلالی
نویسنده :
فاطمه ملکی - ساعت ٧:٥٦ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧
یک زن خوب و یک مرد خوب،
شاید هر کدام هزاران دوست برای خود داشته باشند
اما بهترین دوستان یکدیگر، خودشان هستند.
٢۵/٢/٢٠٠٩
نویسنده :
فاطمه ملکی - ساعت ٧:٥٤ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧
یک زن خوب،
شاید برای هر مردی دلپذیر باشد
اما فقط برای مرد خودش دلبری میکند.
٢۵/٢/٢٠٠٩
نویسنده :
فاطمه ملکی - ساعت ٧:٥٢ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧
یک مرد خوب،
شاید به هر زنی نگاه کند
اما فقط به زن خودش خیره میماند.
٢۵/٢/٢٠٠٩